خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا یک شعر عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، مینوشی، و لحظات شاد در محفل دوستان سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به ناپایداری دنیا و زیباییهای گذرا دارد.
اشاره به مصرف شراب و مفاهیم عرفانی که ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد.
شماره ۳۱۶ - خوش آن محفل که هر دم ساغر می
خوش آن محفل که هر دم ساغر می
وی از من گیرد و من گیرم از وی ۱
بیا نایی نوا سر کن دمادم
بیا ساقی قدح پر کن پیاپی ۲
که خوش باشد می گلگون کشیدن
به بانگ ارغنون و ناله ی نی ۳
نباشم شاد و خرم تا نباشد
به دستم ساغر و در ساغرم می ۴
مشو مغرور حسن ای گل که دارد
بهار دلربائی در عقب دی ۵
برآرم بی تو آه از سینه تا چند
ببارم بی تو اشک از دیده تا کی ۶
رسد تا کی به گردون هایهایش
رفیق خسته را دریاب هی هی ۷
وی از من گیرد و من گیرم از وی ۱
بیا نایی نوا سر کن دمادم
بیا ساقی قدح پر کن پیاپی ۲
که خوش باشد می گلگون کشیدن
به بانگ ارغنون و ناله ی نی ۳
نباشم شاد و خرم تا نباشد
به دستم ساغر و در ساغرم می ۴
مشو مغرور حسن ای گل که دارد
بهار دلربائی در عقب دی ۵
برآرم بی تو آه از سینه تا چند
ببارم بی تو اشک از دیده تا کی ۶
رسد تا کی به گردون هایهایش
رفیق خسته را دریاب هی هی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۵ - دمی هزار جفا می کشم ز خوی فلانی
گوهر بعدی:شماره ۳۱۷ - ای دل ز تو خوش سالی و ماهی به نگاهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.