خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از نامهربانی و جفای معشوق شکایت میکند و بیان میکند که با وجود همه آزمونها و رنجها، هنوز هم وفادار است. معشوق همانند گذشته نامهربان و آزماینده است، اما شاعر همچنان بر عشق و وفاداری خود پابرجاست.
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق، رنج عشق و وفاداری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان احساسات شکایتآمیز و پیچیدگی روابط عاشقانه更适合 برای نوجوانان بزرگسال و بزرگسالان.
شماره ۳۱۲ - تو نامهربان مه همانی که بودی
تو نامهربان مه همانی که بودی
همان ماه نامهربانی که بودی ۱
مرا آزمودی همه عمر و اکنون
همان در پی امتحانی که بودی ۲
بر آن بودی اول که از در برانی
چو می بینمت بر همانی که بودی ۳
دلم سوختی کاستی جان و بازم
مراد دل و کام جانی که بودی ۴
به تو از وفا من چنانم که بودم
به من از جفا تو چنانی که بودی ۵
همین از تو من تلخکامم وگرنه
تو آن شوخ شیرین زبانی که بودی ۶
رفیق از غم آن جفا جو همانا
شکسته دل و ناتوانی که بودی ۷
همان ماه نامهربانی که بودی ۱
مرا آزمودی همه عمر و اکنون
همان در پی امتحانی که بودی ۲
بر آن بودی اول که از در برانی
چو می بینمت بر همانی که بودی ۳
دلم سوختی کاستی جان و بازم
مراد دل و کام جانی که بودی ۴
به تو از وفا من چنانم که بودم
به من از جفا تو چنانی که بودی ۵
همین از تو من تلخکامم وگرنه
تو آن شوخ شیرین زبانی که بودی ۶
رفیق از غم آن جفا جو همانا
شکسته دل و ناتوانی که بودی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۱ - جفاکاری تو یارا جز جفاکاری چه میدانی؟
گوهر بعدی:شماره ۳۱۳ - برای مدعی ترک من ای پیمان شکن کردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.