خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به زیباییهای طبیعت مانند لاله و گل اشاره میکند، اما تأکید دارد که هیچیک از این زیباییها قابل مقایسه با معشوق نیست. او از عشق و اشتیاق خود به معشوق میگوید و بیان میکند که بدون حضور معشوق، زندگی برایش معنایی ندارد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۸۱ - تا لاله و گل هست میان گل و لاله
تا لاله و گل هست میان گل و لاله
با لاله رخی کن می گلگون به پیاله ۱
یارب چه گلی ای گل رعنا که در این باغ
نه بوی تو دارد گل و نه رنگ تو لاله ۲
یک روز به من نگذرد از عمر که بی تو
صبحم به فغان نگذرد و شام به ناله ۳
از تاب عرق روی تو این لطف که دارد
دارد نه گل از شبنم و نه لاله ز ژاله ۴
جز زلف و خطت کز گل رخسار دمیده ست
از گل ندمد سنبل و از لاله کلاله ۵
چون سگ بدوم آن سر کور از حوالی
کاین منزلم از روز ازل گشته حواله ۶
هر کس نگرد ماه رخ و هاله ی خطت
من بعد نگوید چو رفیق ازمه و هاله ۷
با لاله رخی کن می گلگون به پیاله ۱
یارب چه گلی ای گل رعنا که در این باغ
نه بوی تو دارد گل و نه رنگ تو لاله ۲
یک روز به من نگذرد از عمر که بی تو
صبحم به فغان نگذرد و شام به ناله ۳
از تاب عرق روی تو این لطف که دارد
دارد نه گل از شبنم و نه لاله ز ژاله ۴
جز زلف و خطت کز گل رخسار دمیده ست
از گل ندمد سنبل و از لاله کلاله ۵
چون سگ بدوم آن سر کور از حوالی
کاین منزلم از روز ازل گشته حواله ۶
هر کس نگرد ماه رخ و هاله ی خطت
من بعد نگوید چو رفیق ازمه و هاله ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۰ - ای می فروش آزادیم زین سبحهٔ صددانه ده
گوهر بعدی:شماره ۲۸۲ - تنی دارد بنامیزد ز جان به
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.