خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از مستی، عشق، زیبایی معشوق و حالات روحی خود سخن میگوید. او از دیدن معشوق و تأثیر آن بر جانش مینویسد و از رهایی و سودای عشق یاد میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و حالات روحی عمیق وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد.
شماره ۲۷۸ - آمد ز خانه بیرون در دست جام باده
آمد ز خانه بیرون در دست جام باده
طرف کله شکسته بند قبا گشاده ۱
مستانه آن خرامان وز هر طرف براهش
مستی ز دست رفته رندی ز پا فتاده ۲
جان دادمش چو دیدم او را نباشد آری
عاشق کسی که دیده جانان و جان نداده ۳
چون حسن آن پریوش چون عشق من بلاکش
هر لحظه گردد افزون هر دم شود زیاده ۴
زان غمزه آن چه دیدم مرغ دلم ندیده
گنجشک بال بسته از باز پر گشاده ۵
سودای سرو و گل را بردند از سر من
رعناقدان نوخط زیبارخان ساده ۶
کرده رفیق فارغ دل از پری وجودم
آن لعبت پری رو آن ماه حور زاده ۷
طرف کله شکسته بند قبا گشاده ۱
مستانه آن خرامان وز هر طرف براهش
مستی ز دست رفته رندی ز پا فتاده ۲
جان دادمش چو دیدم او را نباشد آری
عاشق کسی که دیده جانان و جان نداده ۳
چون حسن آن پریوش چون عشق من بلاکش
هر لحظه گردد افزون هر دم شود زیاده ۴
زان غمزه آن چه دیدم مرغ دلم ندیده
گنجشک بال بسته از باز پر گشاده ۵
سودای سرو و گل را بردند از سر من
رعناقدان نوخط زیبارخان ساده ۶
کرده رفیق فارغ دل از پری وجودم
آن لعبت پری رو آن ماه حور زاده ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۷ - افکند مرد چنین گر نگه پرفن تو
گوهر بعدی:شماره ۲۷۹ - این همه الفت به غیر از من جدایی این همه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.