خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد عشق و فراق شکایت میکند و از معشوق خود میخواهد که بر او رحم کند. او از رنجهای عشق و اشکهای خونین میگوید و از بیتفاوتی معشوق گلایه میکند. شاعر همچنین به مسائل معنوی و ایمانی اشاره میکند و از عشق به عنوان تنها موضوع مهم در زندگی خود یاد میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مسائل معنوی و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۴۶ - چند از دست تو سوزد جان من
چند از دست تو سوزد جان من
رحم کن بر جان من جانان من ۱
جان من درد تو و داغ تو چند
بر دل من باشد و بر جان من ۲
دامنم پرخون دل شد بسکه ریخت
خون دل از دیده در دامان من ۳
شرم بادم زین مسلمانی که برد
نامسلمان کودکی ایمان من ۴
غافل از درمان درد من مباش
ای طبیب درد بی درمان من ۵
ترسم آخر چشم خون افشان کند
آشکارا قصهٔ پنهان من ۶
نیست هست از هر چه در عالم رفیق
جز حدیث عشق در دیوان من ۷
رحم کن بر جان من جانان من ۱
جان من درد تو و داغ تو چند
بر دل من باشد و بر جان من ۲
دامنم پرخون دل شد بسکه ریخت
خون دل از دیده در دامان من ۳
شرم بادم زین مسلمانی که برد
نامسلمان کودکی ایمان من ۴
غافل از درمان درد من مباش
ای طبیب درد بی درمان من ۵
ترسم آخر چشم خون افشان کند
آشکارا قصهٔ پنهان من ۶
نیست هست از هر چه در عالم رفیق
جز حدیث عشق در دیوان من ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۵ - به عالم حاصلی جز غم ندارم
گوهر بعدی:شماره ۲۴۷ - پس از کشتن گذاری بر مزارم میتوان کردن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.