خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر است که خود را در بلا و بیماری میبیند و از طبیب (شاید معشوق یا خدا) میخواهد که به فریادش برسد. شاعر از تنهایی و بیوفایی جهان شکایت دارد و تأکید میکند که تنها کسی که با او آشناست، معشوق یا خداست. در پایان، شاعر از بیوفایی رفیق شکایت میکند و میگوید که جز وفا از او ستمی ندیده است.
متن دارای مضامین عرفانی و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند درد، بلا، و بیوفایی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۲۴۲ - به بلا زار و مبتلا که منم
به بلا زار و مبتلا که منم
کس مبادا در این بلا که منم ۱
چون ننالم گرم طبیب تویی
در چنین درد بی دوا که منم ۲
ای که پرسی کجاست خانه ی غم
گر ز من بشنوی کجا که منم ۳
غیر کو با تو آشنا باشد
گر چنین است آشنا که منم ۴
آنکه گویندم چه خواهد گفت (؟)
گر بداند چنین مرا که منم ۵
گفتمش جز وفا ندیده ستم
از تو نسبت به اقربا که منم ۶
گفت چشم وفا مدار رفیق
از چنین شوخ بی وفا که منم ۷
کس مبادا در این بلا که منم ۱
چون ننالم گرم طبیب تویی
در چنین درد بی دوا که منم ۲
ای که پرسی کجاست خانه ی غم
گر ز من بشنوی کجا که منم ۳
غیر کو با تو آشنا باشد
گر چنین است آشنا که منم ۴
آنکه گویندم چه خواهد گفت (؟)
گر بداند چنین مرا که منم ۵
گفتمش جز وفا ندیده ستم
از تو نسبت به اقربا که منم ۶
گفت چشم وفا مدار رفیق
از چنین شوخ بی وفا که منم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۱ - زان دم که با تو عهد گسل عهد بسته ام
گوهر بعدی:شماره ۲۴۳ - رخت جنت قدت طوبی است گفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.