خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن اعلام میکند که دل به کسی نمیسپارد و عشق و توجه خود را به دیگران نمیدهد. او از عشق و وفا سخن میگوید و تأکید میکند که تنها به مهر و وفا پایبند است و به هیچکس جز معشوق واقعی خود توجه نخواهد کرد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارد.
شماره ۲۱۶ - بر آن سرم که دل به دلبری ندهم
بر آن سرم که دل به دلبری ندهم
به آنکه داده بگیرم بدیگری ندهم ۱
کنم ز روی بتان منع چشم و دل هر دو
به ناز سنگدلی و ستمگری ندهم ۲
دهم به خشک لبی جان و لذت لب خشک
به زمزمی نفروشم به کوثری ندهم ۳
از آن شراب که اندر خم سفالین است
به گنج خانه ی جمشید ساغری ندهم ۴
ز لاله و سمن این دل دمی که نگشاید
چسان به لاله عذار سمنبری ندهم ۵
نهال گلشن عشقم رفیق غیر از مهر
شکوفه ای نکنم جز وفا بری ندهم ۶
به آنکه داده بگیرم بدیگری ندهم ۱
کنم ز روی بتان منع چشم و دل هر دو
به ناز سنگدلی و ستمگری ندهم ۲
دهم به خشک لبی جان و لذت لب خشک
به زمزمی نفروشم به کوثری ندهم ۳
از آن شراب که اندر خم سفالین است
به گنج خانه ی جمشید ساغری ندهم ۴
ز لاله و سمن این دل دمی که نگشاید
چسان به لاله عذار سمنبری ندهم ۵
نهال گلشن عشقم رفیق غیر از مهر
شکوفه ای نکنم جز وفا بری ندهم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۵ - امروز بی تو خاک چنین گر به سر کنم
گوهر بعدی:شماره ۲۱۷ - ما را نه چشم یاری نه یار مهربان هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.