خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از غمهای عشق، زیبایی معشوق و ارزش والای او سخن میگوید. معشوق در این شعر با صفات فرشتهگونه و حوریصفت توصیف شده و عشق به او به عنوان تنها راه نجات و آرامش قلب بیان شده است. شاعر همچنین از رهایی از تعلقات دنیوی و رسیدن به معنویت از طریق عشق حقیقی سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی برای درک کامل دارند.
شماره ۱۴۸ - غمین عشق غم روزگار کم دارد
غمین عشق غم روزگار کم دارد
خود این غم آنکه ندارد هزار غم دارد ۱
حریم دیر کنون فخر بر حرم دارد
که نازنین صنمی چون تو محترم دارد ۲
کسی که چون تو حبیب مسیح دم دارد
طبیب اگر نکند چاره اش چه غم دارد ۳
نشان آنکه رهش زد پریوشی اینست
که خنده گه بگه و گریه دم به دم دارد ۴
جمال حور و کمال فرشته طرز پری
نگار من همه دارد، دگر چه کم دارد ۵
کسی که با سگ کوی پریرخی شده رام
فراغت از پری و گلشن ارم دارد ۶
درون سینه بتی دارم و نپندارم
که هیچ بتکده دیگر چنین صنم دارد ۷
چگونه جان نسپارد ز رشک او عاشق
که زر ندارد و اغیار محتشم دارد ۸
به قطع بادیه حاجت ندارد آن سالک
که از گذرگه دل راه بر حرم دارد ۹
مگو که یار تو کم دارد آن و حسن رفیق
که دارد آن و ز آن نیز بیش هم دارد ۱۰
خود این غم آنکه ندارد هزار غم دارد ۱
حریم دیر کنون فخر بر حرم دارد
که نازنین صنمی چون تو محترم دارد ۲
کسی که چون تو حبیب مسیح دم دارد
طبیب اگر نکند چاره اش چه غم دارد ۳
نشان آنکه رهش زد پریوشی اینست
که خنده گه بگه و گریه دم به دم دارد ۴
جمال حور و کمال فرشته طرز پری
نگار من همه دارد، دگر چه کم دارد ۵
کسی که با سگ کوی پریرخی شده رام
فراغت از پری و گلشن ارم دارد ۶
درون سینه بتی دارم و نپندارم
که هیچ بتکده دیگر چنین صنم دارد ۷
چگونه جان نسپارد ز رشک او عاشق
که زر ندارد و اغیار محتشم دارد ۸
به قطع بادیه حاجت ندارد آن سالک
که از گذرگه دل راه بر حرم دارد ۹
مگو که یار تو کم دارد آن و حسن رفیق
که دارد آن و ز آن نیز بیش هم دارد ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۷ - در نیکوئی آفت جهان شد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۹ - جلوه که آن تازه جوان می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.