شاعر در این غزل از عشق و محبت به معشوق میگوید و بیان میکند که هیچ چیز در جهان برایش ارزشمند نیست مگر آنکه معشوقش به او مهربان باشد. او از تنهایی و بیکسی بدون معشوق مینالد و تنها آرامش خود را در خیال او مییابد. شاعر از پاکسازی دل از غیر و انتظار آمدن یار سخن میگوید و رازداری عشق خود را حفظ میکند. او حتی از بیان درد خود نزد معشوق خودداری میکند تا مبادا باعث ناراحتی او شود. در پایان، شاعر امیدوار است که این غزل مورد پسند یار نکتهدانش قرار گیرد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۱۲۷ - گر جهان از ماه تا ماهی از آن من شود
نیست چندانی که آن مه مهربان من شود ۱
بی تو ای آرام جان تنها به کنج بی کسی
جز خیالت کیست تا آرام جان من شود ۲
خانه ی دل را ز یاد غیر خالی کرده ام
جای آن دارد که یارم میهمان من شود ۳
من که راز عشق را از یار می دارم نهان
مدعی کی آگه از راز نهان من شود ۴
جان دهم از درد پیش او ننالم تا مباد
خاطر او رنجه از آه و فغان من شود ۵
این غزل مقبول اهل طبع می گردد رفیق
گر قبول طبع یار نکته دان من شود ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.