خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر به توصیف عشق و درد ناشی از آن میپردازد. او با استفاده از تصاویر زیبا مانند لعل لب، شیره جان، گل رخسار و اشک گلگون، احساسات عمیق خود را بیان میکند. شعر به رازداری و آشکار شدن عشق نیز اشاره دارد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۲۰ - گفتم آن لعل لب از شیره جان ساختهاند
گفتم آن لعل لب از شیره جان ساختهاند
گفت نه جان تو شیرینتر از آن ساختهاند ۱
هست هر عضو تو از عضو دگر شیرینتر
مگر اعضای تو از شیرهٔ جان ساختهاند ۲
نالد از درد به تن هر رگ من پنداری
بند بندم چو نی از بهر فغان ساختهاند ۳
به هوای گل رخسار تو چون ابر مراد
از سر هر مژه خونابه روان ساختهاند ۴
راز عشقی که نهان داشتم از خلق رفیق
اشک گلگون و رخ زرد عیان ساختهاند ۵
گفت نه جان تو شیرینتر از آن ساختهاند ۱
هست هر عضو تو از عضو دگر شیرینتر
مگر اعضای تو از شیرهٔ جان ساختهاند ۲
نالد از درد به تن هر رگ من پنداری
بند بندم چو نی از بهر فغان ساختهاند ۳
به هوای گل رخسار تو چون ابر مراد
از سر هر مژه خونابه روان ساختهاند ۴
راز عشقی که نهان داشتم از خلق رفیق
اشک گلگون و رخ زرد عیان ساختهاند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۹ - کو عاشق آزاری چو او تا عاشق زارش کند
گوهر بعدی:شماره ۱۲۱ - این ماه که جا به بام دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.