شاعر در این شعر از دوری از معشوق و رنجهای ناشی از این جدایی میگوید. او بیان میکند که در غیاب معشوق، حتی نان و آب نیز جای خود را به درد و رنج میدهند. شاعر از نالهها و سوگواریهای خود در این دوری سخن میگوید و تأکید میکند که این رنجها تا روز قیامت ادامه خواهد داشت. همچنین، او عزم خود را برای ادامهی این راه، علیرغم مخالفتهای دیگران، اعلام میکند.
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات شدید است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۰۷ - چند روزی از سر کویت سفر خواهیم کرد
چندی از کوی تو رفع دردسر خواهیم کرد ۱
جای نان اندر بغل خواهیم لخت دل نهاد
جای آب اندر سبو خون جگر خواهیم کرد ۲
هر کجا سنگی به دست افتد بدل خواهیم کوفت
هر کجا خاکی بچشم آید به سر خواهیم کرد ۳
بی تو گر روزی به صد حسرت به سر خواهیم برد
خلق را بیدار از آه بی اثر خواهیم کرد ۴
گر به گلشن بی گل رویت قدم خواهم نهاد
در چمن بی قد سروت گر گذر خواهیم کرد ۵
همچو بلبل ناله در هر گام برخواهیم داشت
همچو قمری نوحه ای هر لحظه سر خواهیم کرد ۶
اینقدر زین غصه خاک غم بر سر خواهیم ریخت
کز ته آن سر به روز محشر برخواهیم کرد ۷
از فغان هر کس که منع ما کند بی او رفیق
ما به رغمش بیشتر از پیشتر خواهیم کرد ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.