خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و فداکاری سخن میگوید. او از دل و جان خود به عنوان پیشکش به معشوق یاد میکند و از مفاهیمی مانند توبه، مینوشی، و زمان نیز صحبت میکند. شعر ترکیبی از احساسات عمیق و مضامین فلسفی است.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به مینوشی دارد که مناسب سنین پایین نیست.
شماره ۶۴ - بهر تو مرا پیشکشی جز دل و جان نیست
بهر تو مرا پیشکشی جز دل و جان نیست
در پیش تو ای جان جهان دل چه و جان چیست ۱
این سرو روان می رود و در عقبش جان
جان می رود از رفتنش این سرو روان کیست ۲
او وعده به روز دگرم می دهد و من
در فکر که تا روز دگر چون بتوان زیست ۳
زاهد ز میم توبه مفرما که به جز می
از هر چه بود توبه مرا هست وزان نیست ۴
سی روز لب از می نتوان بست چه بودی
شوال چهل بودی و روز رمضان بیست؟ ۵
گفتم قد رعنای تو را سرو چو دیدم
در راستی اینست الف در کجی آن نیست ۶
ایدوست به بالین رفیق ایست زمانی
کش جان به طفیل تو کند یک دور زمان ایست ۷
در پیش تو ای جان جهان دل چه و جان چیست ۱
این سرو روان می رود و در عقبش جان
جان می رود از رفتنش این سرو روان کیست ۲
او وعده به روز دگرم می دهد و من
در فکر که تا روز دگر چون بتوان زیست ۳
زاهد ز میم توبه مفرما که به جز می
از هر چه بود توبه مرا هست وزان نیست ۴
سی روز لب از می نتوان بست چه بودی
شوال چهل بودی و روز رمضان بیست؟ ۵
گفتم قد رعنای تو را سرو چو دیدم
در راستی اینست الف در کجی آن نیست ۶
ایدوست به بالین رفیق ایست زمانی
کش جان به طفیل تو کند یک دور زمان ایست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳ - با کوی یار روضه ی دارالقرار چیست
گوهر بعدی:شماره ۶۵ - بیمار درد را که دوا درد دیگر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.