خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل از عشق و فراق یار خود سخن میگوید و از درد دوری و اشتیاق به وصال معشوق شکوه میکند. او با توصیف زیباییهای معشوق و تأثیر عمیق او بر زندگی خود، از حالات عاشقانه و روحیهی بیقرار خود میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۹ - ای به دو چشم نرگسین آفت روزگار من
ای به دو چشم نرگسین آفت روزگار من
طرهٔ بیقرار تو برده ز من قرار من ۱
گرچه خمار وصل تو گشت ملازم سرم
هم به شراب لعل تو، دفع شود خمار من ۲
ای یمنی ستاره بر آرزوی مه رخت
شرط بود که هر شبی دجله کنی کنار من؟ ۳
هر سحری زخون دل، مردمک دو چشم من
اطلس سرخ درکشد بر رخ زرنگار من ۴
گر ز بخار چشم من نم نشدی بر آسمان
هفت فلک بسوختی از دل پر شرار من ۵
طرهٔ بیقرار تو برده ز من قرار من ۱
گرچه خمار وصل تو گشت ملازم سرم
هم به شراب لعل تو، دفع شود خمار من ۲
ای یمنی ستاره بر آرزوی مه رخت
شرط بود که هر شبی دجله کنی کنار من؟ ۳
هر سحری زخون دل، مردمک دو چشم من
اطلس سرخ درکشد بر رخ زرنگار من ۴
گر ز بخار چشم من نم نشدی بر آسمان
هفت فلک بسوختی از دل پر شرار من ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸ - سرو، نازان شود ز رفتارش
گوهر بعدی:شماره ۱۰ - دم او، زنده کند مرده از انک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.