خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از احساسات عمیق خود درباره عشق و رنج ناشی از جدایی سخن میگوید. او در رویایی صبحگاهی، خیال معشوق را میبیند و از او میپرسد که چرا مجروح شده است. شاعر پاسخ میدهد که همین وصال معشوق، باعث فتوح (پیروزی) و در عین حال رنج او شده است.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
رباعی ۱۰۴ - اندر همه عمر من بسی وقت صبوح
اندر همه عمر من بسی وقت صبوح
آمد بر من خیال آن راحت روح ۱
پرسید ز من که چون شدی تو مجروح
گفتم ز وصال تو همین بود فتوح ۲
آمد بر من خیال آن راحت روح ۱
پرسید ز من که چون شدی تو مجروح
گفتم ز وصال تو همین بود فتوح ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۰۳ - هستی تو سزای این و صد چندین رنج
گوهر بعدی:رباعی ۱۰۵ - هر جاه ترا بلندی جوزا باد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.