خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از افتخار و عزت گذشته خود یاد میکند و اکنون خود را در وضعیتی پست و ناچیز میبیند. او خورشید را نمادی از عظمت و شکوه میداند که از کوهها طلوع میکند، در حالی که خودش در لباس کهنه و فقیرانه به نظر میرسد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات قدیمی ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
رباعی ۱۰۰ - سرو چمنی یاد نیاید ز منت
سرو چمنی یاد نیاید ز منت
شد پست چو من سرو بسی در چمنت ۱
خورشید همه ز کوه آید بر اوج
وان من مسکین ز ره پیرهنت ۲
شد پست چو من سرو بسی در چمنت ۱
خورشید همه ز کوه آید بر اوج
وان من مسکین ز ره پیرهنت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۹۹ - هر چند دلم بیش کشد بار غمت
گوهر بعدی:رباعی ۱۰۱ - زین رفتن جان ربای درد افزایت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.