خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از غم هجران و بیعدالتی در رابطه عاشقانه خود شکایت میکند و بیان میکند که هیچکس مانند او نمیتواند با معشوق و خوی او زندگی کند.
متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
رباعی ۷۹ - چندان چشمم که در غم هجر گریست
چندان چشمم که در غم هجر گریست
هرگز گفتی گریستنت از پی چیست ۱
من خود ز ستم هیچ نمیدانم گفت
کو با تو و خوی تو چو من خواهد زیست ۲
هرگز گفتی گریستنت از پی چیست ۱
من خود ز ستم هیچ نمیدانم گفت
کو با تو و خوی تو چو من خواهد زیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۷۸ - در دام تو هر کس که گرفتارترست
گوهر بعدی:رباعی ۸۰ - گویند که راستی چو زر کانیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.