خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از سرنوشت و تقدیر شکایت میکند و بیان میکند که فلک با او نامهربان بوده و عقلش را از او گرفته است. او از اقبال و رد شدن توسط معشوق سخن میگوید و خود را قربانی خوی بد معشوق میداند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
رباعی ۳۱ - ای کرده فلک به خون من نامزدت
ای کرده فلک به خون من نامزدت
دیدار نکو داده و برده خردت ۱
ز اقبال قبول تو و ز ادبار ردت
من خود رستم وای تو و خوی بدت ۲
دیدار نکو داده و برده خردت ۱
ز اقبال قبول تو و ز ادبار ردت
من خود رستم وای تو و خوی بدت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۰ - ای مانده زمان بنده اندر یادت
گوهر بعدی:رباعی ۳۲ - صدبار به بوسه آزمودم پارت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.