خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از حال و روز خود میگوید که در حالی که او در آتش عشق و جدایی میسوزد، معشوقش در آرامش و بیخیالی به سر میبرد. او از این که حتی یک جام شراب وصل دوست را نچشیده، اما همچون فردی مست و خراب افتاده است، اظهار تأسف میکند.
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مستی نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک تمثیلهای شعری دارد.
رباعی ۱۶ - با دل گفتم: چگونهای، داد جواب
با دل گفتم: چگونهای، داد جواب
من بر سر آتش و تو سر بر سر آب ۱
ناخورده ز وصل دوست یک جام شراب
افتاده چنین که بینیم مست و خراب ۲
من بر سر آتش و تو سر بر سر آب ۱
ناخورده ز وصل دوست یک جام شراب
افتاده چنین که بینیم مست و خراب ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۵ - تا در چشمم نشسته بودی در تاب
گوهر بعدی:رباعی ۱۷ - گفتی که کیت بینم ای در خوشاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.