خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد عشق و فراق سخن میگوید. شاعر از رنجهای عاشقی مینالد و از دلهایی که از ناله چاک چاک شدهاند و از صبری که مانند پیراهنی گشاد شده است. او از حسرت دیدار معشوق و رنجهای راه عشق میگوید و اشاره میکند که سالکان در این راه پر فراز و نشیب ناگزیر از رقصیدن (تحمل رنج) هستند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان رنج و حسرت در شعر نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
بخش ۴۱ - صفت خیّاط
خیّاط پسر بگو چه ها کرد
پیراهن صبر من قبا کرد ۱
چون، کز رگ من، ز تاب غم ها
گردیده گره گره سرا پا ۲
صد چاک ز ناله شد دل من
چون موم ز رشته از کشیدن ۳
از حسرت آن نگار گستاخ
انگشتانه ست دل ز سوراخ ۴
در راه وصال او که دور است
رقصیدن سالکان ضرور است ۵
این راه بریده پای مرتاض
از دست به هم زدن چو مقراض ۶
رگ ها ز تنم ز ضعف هستی
ظاهر شده چون قبای شستی ۷
دانم ز دلم که ریش گشته
از سینه خیال او گذشته ۸
بر جا، مانده است در دل من
از بخیه نشان پای سوزن ۹
پیراهن صبر من قبا کرد ۱
چون، کز رگ من، ز تاب غم ها
گردیده گره گره سرا پا ۲
صد چاک ز ناله شد دل من
چون موم ز رشته از کشیدن ۳
از حسرت آن نگار گستاخ
انگشتانه ست دل ز سوراخ ۴
در راه وصال او که دور است
رقصیدن سالکان ضرور است ۵
این راه بریده پای مرتاض
از دست به هم زدن چو مقراض ۶
رگ ها ز تنم ز ضعف هستی
ظاهر شده چون قبای شستی ۷
دانم ز دلم که ریش گشته
از سینه خیال او گذشته ۸
بر جا، مانده است در دل من
از بخیه نشان پای سوزن ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۴۰ - صفت قنّاد
گوهر بعدی:بخش ۴۲ - صفت صرافان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.