خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از دلشکستگی، اضطراب و تسلیم در برابر سرنوشت سخن میگوید. شاعر خود را مانند پروانهای میبیند که به دور شمع میگردد و در نهایت میسوزد. او از پیوندهای زندگی خود ناامید شده و احساس میکند که مانند کتابی ناتمام (ابتر) است. در نهایت، او تسلیم حکم سرنوشت میشود و صحاف (جلدکننده کتاب) را به عنوان نمادی از سکوت و رنج توصیف میکند.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، مفاهیمی مانند دلشکستگی، تسلیم و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
بخش ۱۹ - صفت صحّاف
صحاف که دل ز جورش آبست
گویای خموش چون کتابست ۱
سر بر خط حکم او نهادم
روزی که به قیدِ او فتادم ۲
چون سطر کتاب از پی کام
گردید رگم زبان در اندام ۳
هر پیوندی برای من بند
شد تا چو قلمم به دامم افکند ۴
بر وی دل پاره پاره شد جمع
پروانه مثال بر سر شمع ۵
شد جمع دل خراب مضطر
شیرازه شد این کتاب ابتر ۶
گویای خموش چون کتابست ۱
سر بر خط حکم او نهادم
روزی که به قیدِ او فتادم ۲
چون سطر کتاب از پی کام
گردید رگم زبان در اندام ۳
هر پیوندی برای من بند
شد تا چو قلمم به دامم افکند ۴
بر وی دل پاره پاره شد جمع
پروانه مثال بر سر شمع ۵
شد جمع دل خراب مضطر
شیرازه شد این کتاب ابتر ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۸ - صفت شمّاعی
گوهر بعدی:بخش ۲۰ - صفت حدّاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.