خلاصه و ردهبندی سنی
16+
عکاس هنگام گرفتن عکس از معشوق، انگشت خود را به دندان میگزد و از شگفتی این لحظه سخن میگوید. او از پنهان بودن جان به دلیل لطافت آن و از کسی که مانند او عکسی از جان گرفته است، تعجب میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۸ - عکاس، چو عکس روی جانان بگرفت
عکاس، چو عکس روی جانان بگرفت
انگشت عجب همی به دندان بگرفت ۱
می گفت که جان ز فرط لطف است نهان
آن کیست که عکس چون من از جان بگرفت ۲
انگشت عجب همی به دندان بگرفت ۱
می گفت که جان ز فرط لطف است نهان
آن کیست که عکس چون من از جان بگرفت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷ - عکاس، تو در هنروری طاق استی
گوهر بعدی:شماره ۲۹ - عکاس دو کرد عکس رخسار تو را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.