خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و مستی و دیوانگی سخن میگوید و تمایل خود را برای رهایی از قید و بندهای عقل و خرد نشان میدهد. او میخواهد در میخانه، مست و آزاد باشد و از زندگی لذت ببرد. همچنین، به عشق و زیبایی اشاره میکند و از حالات روحی خود در این مسیر میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و شاعرانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و مینوشی ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۴۸ - وقت آن است که از خانه به میخانه روم
وقت آن است که از خانه به میخانه روم
مست و مخمور و پراکنده و دیوانه روم ۱
بر در بارگه پیر مغان مست و خراب
نروم، ور بروم عاقل و فرزانه روم ۲
در دلم هست که روزی به بر مفتی شهر
خرقه انداخته، با ساغر و پیمانه روم ۳
گو مکن شنعت ما، مغ بچه باده فروش
من نه آنم که ز میخانه به افسانه روم ۴
نوبهار است و چمن غیرت گلزار بهشت
ساقیا دور تو یک جام که مستانه روم ۵
بلبل زمزمه سنجم من و در محفل گل،
شمع سان سوزم و با حالت پروانه روم ۶
دیده ام حلقه زنجیر پری رویان را
که چو دیوانه سراسیمه به ویرانه روم ۷
یارب این طرفه حدیثی است که بر درگه دوست
آشنا آمده بودم من و بیگانه روم ۸
مست و مخمور و پراکنده و دیوانه روم ۱
بر در بارگه پیر مغان مست و خراب
نروم، ور بروم عاقل و فرزانه روم ۲
در دلم هست که روزی به بر مفتی شهر
خرقه انداخته، با ساغر و پیمانه روم ۳
گو مکن شنعت ما، مغ بچه باده فروش
من نه آنم که ز میخانه به افسانه روم ۴
نوبهار است و چمن غیرت گلزار بهشت
ساقیا دور تو یک جام که مستانه روم ۵
بلبل زمزمه سنجم من و در محفل گل،
شمع سان سوزم و با حالت پروانه روم ۶
دیده ام حلقه زنجیر پری رویان را
که چو دیوانه سراسیمه به ویرانه روم ۷
یارب این طرفه حدیثی است که بر درگه دوست
آشنا آمده بودم من و بیگانه روم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۷ - چو یاد خوی تو آید در آتش سخنم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۹ - عاشق و رند و میخواره من از عهد قدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.