خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به توصیف زیباییهای طبیعت در فصل بهار میپردازد و از عشق و بیقراری عاشق سخن میگوید. عناصری مانند گلشن، لاله، سنبل، سرو، و بلبل بهکار رفتهاند تا احساسات شاعر را نسبت به معشوق و طبیعت بیان کنند. همچنین، شاعر از غم و شادی جهان دوری گزیده و تنها به عشق و دردهای آن توجه دارد.
متن شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم بهکار رفته نیاز به درک ادبی و عاطفی بیشتری دارند.
شماره ۱۱۹ - وه چه خوش است گلشن و باد خوش بهاریش
وه چه خوش است گلشن و باد خوش بهاریش
لاله و داغ آتشین، سنبل و بیقراریش ۱
سرو سهی به بوستان یاد قد تو میکند
هر نفسی که میزند دم ز نوا قناریش ۲
سنبل بی قرار تو می ببرد قرار من
تا ز نسیم بشنوم قصه بیقراریش ۳
در چمن و در انجمن جمله بود ز عشق تو،
بلبل و بیقراریش، عاشق و دلفکاریش ۴
از غم و شادی جهان گوشه گزیده ایم ما
گل رخ و بی وفایی اش، دلبر و غمگساریش ۵
گر بزنی تو بر جگر، تیر هلاکم ای پسر،
زخم تو را بود سپر، سینه و زخم کاریش ۶
دوش همی به عشوه ها، گفت بنال افسرا،
بلبل مست شد کجا زمزمه اختیاریش؟ ۷
لاله و داغ آتشین، سنبل و بیقراریش ۱
سرو سهی به بوستان یاد قد تو میکند
هر نفسی که میزند دم ز نوا قناریش ۲
سنبل بی قرار تو می ببرد قرار من
تا ز نسیم بشنوم قصه بیقراریش ۳
در چمن و در انجمن جمله بود ز عشق تو،
بلبل و بیقراریش، عاشق و دلفکاریش ۴
از غم و شادی جهان گوشه گزیده ایم ما
گل رخ و بی وفایی اش، دلبر و غمگساریش ۵
گر بزنی تو بر جگر، تیر هلاکم ای پسر،
زخم تو را بود سپر، سینه و زخم کاریش ۶
دوش همی به عشوه ها، گفت بنال افسرا،
بلبل مست شد کجا زمزمه اختیاریش؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۸ - هر آن بلبل که آمد بوستان دیدار صیادش
گوهر بعدی:شماره ۱۲۰ - آن که قرار ما بود قصه آشنائیش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.