این متن شعری است که بهار و زیباییهای آن را توصیف میکند. شاعر از ساقی میخواهد باده بیاورد تا بهار را جشن بگیرند. صحن بوستان مانند گونههای زیبا شده و گلها در چمن مانند شاهدانی سرخرو هستند. نسیم بهاری سنبلها را مانند زلفهای بیقرار لالهرخان به حرکت درمیآورد. شاعر از عطر بهاری و حضور لالهها در کوچه و برزن سخن میگوید و در نهایت از جور لالهها بر سروقدان گلایه میکند.
این شعر دارای مفاهیم نمادین و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگانی مانند "باده" و "شاهد" ممکن است برای گروههای سنی پایینتر نامناسب باشد. درک عمیقتر از تصاویر شعری و مضامین عرفانی آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۱۱۰ - ساقی بیار باده که آمد بهار باز
شد صحن بوستان چو عذار نگار باز ۱
ساقی به روی گل قدحی پر کن و ببخش
کو اعتبار عمر که آید بهار باز ۲
گل در چمن چو شاهد ما لاله برفروخت
شد وقت جام باده و بوس و کنار باز ۳
در ساحت چمن بود از جنبش نسیم
سنبل چو زلف لاله رخان بیقرار باز ۴
عطار گرنه باد بهاری است، پس چرا،
در باغ برده طبله مشک تتار باز ۵
ور نیست لاله شاهد هرجایی از چه رو،
افروخته به کوچه و برزن عذار باز ۶
افسر، ز جور لاله عذاران سروقد
دارد رخی ز لاله خونین نگار باز ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.