خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعات عشق، فداکاری، و رازهای روحانی میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی حیاتبخش و گاه دردناک سخن میگوید و از مفاهیمی مانند جان، دل، و فداکاری در راه معشوق یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات به مفاهیم مانند مرگ در عشق و رنجهای عاشقانه ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب باشد.
شماره ۶۹ - زنده آن را نتوان گفت که جانی دارد
زنده آن را نتوان گفت که جانی دارد
ای خوش آن دل، که چو ما جان جهانی دارد ۱
گنج ها می طلبد دوست ز ویرانه دل
به من راه نشین طرفه گمانی دارد ۲
سود ما مردن در عشق و زبان، هستی ماست
عاشقی بین، که چه خوش سود و زیانی دارد ۳
گر چو پروانه دل ماست، غزل خوان از چیست؟
ور بود شمع چرا سوز نهانی دارد؟ ۴
نکته ها هست بهر زمزمه در هر شاخی
نبود بلبل مست آن که فغانی دارد ۵
رفت جانان و برفت از تن ما تاب و توان
جان ما بین که عجب تاب و توانی دارد ۶
تلخ می گوید و شیرینیم از حد ببرد
طرفه شکر لب ما، نوش دهانی دارد ۷
ای خوش آن دل، که چو ما جان جهانی دارد ۱
گنج ها می طلبد دوست ز ویرانه دل
به من راه نشین طرفه گمانی دارد ۲
سود ما مردن در عشق و زبان، هستی ماست
عاشقی بین، که چه خوش سود و زیانی دارد ۳
گر چو پروانه دل ماست، غزل خوان از چیست؟
ور بود شمع چرا سوز نهانی دارد؟ ۴
نکته ها هست بهر زمزمه در هر شاخی
نبود بلبل مست آن که فغانی دارد ۵
رفت جانان و برفت از تن ما تاب و توان
جان ما بین که عجب تاب و توانی دارد ۶
تلخ می گوید و شیرینیم از حد ببرد
طرفه شکر لب ما، نوش دهانی دارد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸ - باز باد سحری بوی خوش یار آورد
گوهر بعدی:شماره ۷۰ - آن که در بزم نه ساقی و نه جامی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.