خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از معشوق به عنوان منبع حیات، نجاتبخش و حلکننده مشکلات یاد میکند. او زیبایی و جذابیت معشوق را ستایش کرده و از بیثباتی صبر و وعده در عشق شکایت میکند. در نهایت، معشوق را به عنوان تجلی ذات هستی توصیف میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۶ - شمشیر تو چشمه حیات است
شمشیر تو چشمه حیات است
زنجیر تو حلقه نجات است ۱
گیسوی دراز تاب دارت
سر رشته عمر ممکنات است ۲
هر عقده از آن سیاه ساحر
حلاّل تمام مشکلات است ۳
ما را ز چه تلخ کام دارد،
لعل تو که معدن نبات است ۴
صبر من و وعده تو در عشق
افسوس، که هر دو بی ثبات است ۵
ای آن که نظر به مات نبود
جان از نظر رخ تو مات است ۶
رخساره دلربایش افسر،
مرآت جهان نمای ذات است ۷
زنجیر تو حلقه نجات است ۱
گیسوی دراز تاب دارت
سر رشته عمر ممکنات است ۲
هر عقده از آن سیاه ساحر
حلاّل تمام مشکلات است ۳
ما را ز چه تلخ کام دارد،
لعل تو که معدن نبات است ۴
صبر من و وعده تو در عشق
افسوس، که هر دو بی ثبات است ۵
ای آن که نظر به مات نبود
جان از نظر رخ تو مات است ۶
رخساره دلربایش افسر،
مرآت جهان نمای ذات است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵ - تا شدم شیفته زلف تو آرامم نیست
گوهر بعدی:شماره ۶۷ - زلف، در آتش روی تو، چو در تاب شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.