خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و بندگی به معشوق سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که در راه او فدا شود. او از وصل معشوق به عنوان تنها آرزوی خود یاد می‌کند و دنیا را بدون عشق بی‌معنا می‌داند.

متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۵۴ - جز ملک محبت به جهان مملکتی نیست

جز ملک محبت به جهان مملکتی نیست
جز بندگی دوست، در آن سلطنتی نیست ۱

دل می سپرم در دهن افعی زلفت،
در فکرت دیوانه، مرا مشورتی نیست ۲

از مرحمت آزاد غمت را بنوازی
برمن که اسیر تو شدم مرحمتی نیست ۳

این منزلتی نیست که بر چرخ برآیم
جز خاک شدن در قدمت منزلتی نیست ۴

دریاب که وصل تو بود بر من درویش،
آن دولت دایم که در آن مسکنتی نیست ۵

جز در قدمش خاک شود پیکر افسر
بر درگه آن ماه مرا مسألتی نیست ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۳ - در کنگر سپهر، هنر داستان ماست
گوهر بعدی:شماره ۵۵ - چون سرو دلارای قدت در چمنی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.