خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، با استفاده از تصاویر طبیعی مانند ماه، خورشید و غزال، به توصیف عشق و دلدادگی میپردازد. شاعر با بیان احساسات عمیق خود، از معشوق به عنوان موجودی زیبا و مسحورکننده یاد میکند که حتی طبیعت نیز در برابر جمالش سر تعظیم فرود میآورد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۴ - ای ماه وشان همه غلامت
ای ماه وشان همه غلامت
خورشید رخان اسیر دامت ۱
در ناف غزال خون گره کرد
یک چین ز دو زلف مشک قامت ۲
بی رخصت ما کشیده ای جام
خون دل ما بود حرامت ۳
مه کاست ز رشک، گرچه در بزم
خورشید به کف گرفته جاهت ۴
هر شب به سپهر چشم انجم،
نظاره کنان شمع بامت ۵
هر روز به چرخ روی خورشید
زرد است ز رشک نقش گامت ۶
ریزم دل و جان به پای پیکی
کآرد به حضور من پیامت ۷
خورشید رخان اسیر دامت ۱
در ناف غزال خون گره کرد
یک چین ز دو زلف مشک قامت ۲
بی رخصت ما کشیده ای جام
خون دل ما بود حرامت ۳
مه کاست ز رشک، گرچه در بزم
خورشید به کف گرفته جاهت ۴
هر شب به سپهر چشم انجم،
نظاره کنان شمع بامت ۵
هر روز به چرخ روی خورشید
زرد است ز رشک نقش گامت ۶
ریزم دل و جان به پای پیکی
کآرد به حضور من پیامت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - ای چرخ زمین آستانت
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - گشتیم همه عالم و جای دگری نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.