خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا است که در آن از مفاهیمی مانند عشق، وفاداری، و زیباییهای طبیعت استفاده شده است. شاعر از ساقی میخواهد که جام می را پر کند و عطر آن را به جانش ببخشد. همچنین، از عشق و رمز و رازهای آن سخن میگوید و به داستانهای عاشقانه مانند لیلی و مجنون اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب (هرچند به صورت نمادین) ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۱۶ - بیا ساقی کرم کن جام می را
بیا ساقی کرم کن جام می را
معطر کن مشام جان کی را ۱
به نام ایزد، گلی دارم که هرگز،
نبیند آفت تاراج دی را ۲
ز رمز عاشقی یک حرف گفتند
شرر در بند بند افتاد نی را ۳
که سوی منزل لیلی برد پی،
اگر مجنون نپوید راه حی را ۴
بر آن بلبل بباید زار بگریست،
که گل نشنیده باشد بانگ وی را ۵
گر آن دلدار افسر عهد بشکست
تو مشکن تا توانی عهد وی را ۶
معطر کن مشام جان کی را ۱
به نام ایزد، گلی دارم که هرگز،
نبیند آفت تاراج دی را ۲
ز رمز عاشقی یک حرف گفتند
شرر در بند بند افتاد نی را ۳
که سوی منزل لیلی برد پی،
اگر مجنون نپوید راه حی را ۴
بر آن بلبل بباید زار بگریست،
که گل نشنیده باشد بانگ وی را ۵
گر آن دلدار افسر عهد بشکست
تو مشکن تا توانی عهد وی را ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵ - هر آن مرغی که میبندند در گلزار بالش را
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - در آن گلشن، که آرند از قفس بیرون هزارش را،
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.