خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، با زبانی غنایی و تصاویر زیبا، به ستایش معشوق و بیان حالات عاشقانه میپردازد. شاعر از زیباییهای معشوق، حسرت دوری و عشق بیپایان خود سخن میگوید و در نهایت، اعلام میکند که حاضر است جان خود را در راه معشوق فدا کند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از تصاویر و استعارههای بهکاررفته در شعر ممکن است برای کودکان نامفهوم باشد.
شماره ۱۲ - ای مایه خرّمی جهان را
ای مایه خرّمی جهان را
و ای راحت جان جهانیان را ۱
از حسرت نوش لعلکانت
خون در جگر است لعل و کان را ۲
گل بیند اگر خویت به عارض
بر فرق زند گلابدان را ۳
پا بر سر انجم و قمر نه
منّت بگذار آسمان را ۴
چشمند و بهمزن زمانه
زلفند و سیه کن جهان را ۵
روزی به خیال آنکه گوئی
بندند به قتل من میان را ۶
من خود بهزار شادمانی
بازم به ره تو نقد جان را ۷
و ای راحت جان جهانیان را ۱
از حسرت نوش لعلکانت
خون در جگر است لعل و کان را ۲
گل بیند اگر خویت به عارض
بر فرق زند گلابدان را ۳
پا بر سر انجم و قمر نه
منّت بگذار آسمان را ۴
چشمند و بهمزن زمانه
زلفند و سیه کن جهان را ۵
روزی به خیال آنکه گوئی
بندند به قتل من میان را ۶
من خود بهزار شادمانی
بازم به ره تو نقد جان را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱ - بهر پا بستن دل زلف گرهگیر دوتا
گوهر بعدی:شماره ۱۳ - در دام گرفتند و شکستند پرم را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.