خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از رهایی از قید عقل و ورود به عرصه عشق سخن می‌گوید. او از رهایی از دنیای مادی و پیوستن به حقیقت عشق الهی صحبت می‌کند و از مفاهیمی مانند فنا در عشق، رهایی از خود و رسیدن به حقیقت وجودی سخن می‌گوید. شاعر از مفاهیم عرفانی مانند سجده در بی‌زمینی و نماز در بی‌جهانی استفاده می‌کند تا نشان دهد که عشق حقیقی فراتر از محدودیت‌های مادی است.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رهایی از خود و فنا در عشق ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

قصیده ۱۲۱ - خیز تا خود ز عقل باز کنیم

خیز تا خود ز عقل باز کنیم
در میدان عشق باز کنیم ۱

یوسف چاه را به دولت دوست
در چه صد هزار باز کنیم ۲

در قمار وقار بنشینیم
خویشتن جبرییل ساز کنیم ۳

هر چه شیب و فراز پردهٔ ماست
خاک بر شیب و بر فراز کنیم ۴

ز بر و زیر چرخ هرزه زنیم
آن به از هر دو احتراز کنیم ۵

جان کبکی برون کنیم از تن
خویشتن جان شاهباز کنیم ۶

به خرابات روح در تازیم
در به روی خرد فراز کنیم ۷

آه را از برای زنده دلی
ملک‌الموت جان آز کنیم ۸

ناز را از برای پخته شدن
هیزم آتش نیاز کنیم ۹

با نیازیم تا همه ماییم
چون همه او شدیم ناز کنیم ۱۰

آلت عشرت ظریفان را
آفت عقل عشوه ساز کنیم ۱۱

خم زلفین خوبرویان را
حجرهٔ روز های راز کنیم ۱۲

در زمین بی زمین سجود بریم
در جهان بی‌جهان نماز کنیم ۱۳

سه شراب حقیقتی بخوریم
چار تکبیر بر مجاز کنیم ۱۴

از سنایی مگر سنایی را
به یکی باده درد باز کنیم ۱۵
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: قصیده تعداد ابیات: ۱۵ ۵۳۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:قصیده ۱۲۰ - تا کی دم از علایق و طبع فلک زنیم
گوهر بعدی:قصیده ۱۲۲ - گاه رزم آمد بیا تا عزم زی میدان کنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.