خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غم و اندوه درونی خود میگوید و تلاش میکند با گریه و نوشیدن شراب، درد خود را تسکین دهد. او از بیکسی و نبود محرم راز شکایت دارد و از دنیای پست ابراز بیزاری میکند.
متن حاوی مضامینی مانند غم عمیق، نوشیدن شراب و ناامیدی از دنیاست که برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است نامناسب یا سنگین باشد.
شماره ۴۱ - زاین پس به دامن از غم دل لخت خون کنم
زاین پس به دامن از غم دل لخت خون کنم
باشد بدین وسیله غم از دل برون کنم ۱
از بس رمیده خاطره از ذوق بی حضور
ساقی گرم پیاله دهد سرنگون کنم ۲
خواهم هزار چشم و بهر چشم چشمه ها
تا گریه بر مصیبت خود گونه گون کنم ۳
از حالت برون من آگاه کس نشد
کو محرمی که شکوه ز درد درون کنم ۴
یغما چه می خوری غم دوران به دور جام
می خور که خاک بر سر دنیای دون کنم ۵
باشد بدین وسیله غم از دل برون کنم ۱
از بس رمیده خاطره از ذوق بی حضور
ساقی گرم پیاله دهد سرنگون کنم ۲
خواهم هزار چشم و بهر چشم چشمه ها
تا گریه بر مصیبت خود گونه گون کنم ۳
از حالت برون من آگاه کس نشد
کو محرمی که شکوه ز درد درون کنم ۴
یغما چه می خوری غم دوران به دور جام
می خور که خاک بر سر دنیای دون کنم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - من نه آن رند خرابم که به ساغر ساغر
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - گر گدائی رابطی می با بتی شاهد فراهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.