متن نامهای است از شخصی به نام یغما به فرزندش که در آن بر رعایت اصول اخلاقی و دینی تأکید شده است. او از فرزندش میخواهد که در انجام مراسم مذهبی مانند سوگواری کربلا کوشا باشد و به نیازمندان کمک کند. همچنین، او از تغییر نظر خود دربارهی یک تصمیم قبلی (احتمالاً مربوط به فرزند دیگری به نام ملاباشی) صحبت میکند و تأکید میکند که این تغییر نظر با مشورت و تأیید دیگران (موبد و خسته) صورت گرفته است. در پایان، او توکل به خداوند را یادآور میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق مذهبی و اخلاقی است و ممکن است برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مسائل دینی داشته باشد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۵۱ - گرامی فرزند «خسته» را دل از بند هستی رسته باد، و تهی از سودای خود پرستی با خدا پ
و همچنین آن اندیشه که در کار فرزندی ملاباشی داشتم در پای رفت، و سگالش دگرگون گشت، زیرا که کار بستن آن کار که به چشم اندر مایه خشنودی پروردگار و پاک پیمبر همی نمود به راهی که راز گشودن و بار نمودن، برون از یاسای پرده داری است، اکنون براندام وانداز دیگر همی بینم. امید گاهی «موبد» و «خسته» را نیز گواه گرفتم که از آن اندیشه باز آمده ام، تو نیز دل تهی دار و در انجام رای کوتهی آور. چون خدای چیزی را نخواهد، ما و تو چگونه توانیم خواست. کمترین بنده یغما.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.