این نامه از یغما به احمد است که در آن بر اهمیت دعا و عدم کوتاهی در آن تأکید شده است. همچنین، دربارهٔ برنامهریزی برای سفر، خرید شتر، و تعامل با نایب و خویشان صحبت میشود. یغما از احمد میخواهد که در تدارک سفر و جمعآوری مال تلاش کند و با دیگران با گرمی رفتار نماید. در پایان، اشارهای به تلاشهای برادرش برای سفر و رفتار مناسب نایب و خویشان دارد.
محتوا شامل مفاهیم مذهبی، برنامهریزی برای سفر و تعاملات خانوادگی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و مرتبط است. همچنین، سبک نوشتاری آن قدیمی و ادبی است که ممکن است برای کودکان جذاب یا قابل فهم نباشد.
شمارهٔ ۳۵ - به میرزا احمد صفائی نوشته
نمی خواهم نوروز در خور باشم. خیالت شب و روز در تدارک مال و رفتن من باشد و دعای فرج نوعی که گفتم در این کار به خیال من حرکت نمای اگر کسی روانه سمنان باشد معقولانه به برادرت بنویس: یغما، اول ماقال جز آمدن خیالی نداشت، مکرر شتر کرایه کرد، اخلال روی داد. ناچار به تعویق افتاد، الان هم در تدارک است و می خواهد مال بخرد، شاید ان شاء الله این سفر به مقصد برسد، و بنویس نایب بسیار خوب راه می رود و رفتار می کند. تفصیل را یغما باز خواهد گفت و همچنین حضرات خویشان کمال صفا دارند. شما و برادرها هم در پاس صفا بکوشید. حرره یغما.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.