نویسنده در این متن ابراز تمایل خود را برای همراهی با سرور خود در یک مراسم مهم بیان میکند، اما به دلیل مشکلاتی مانند عدم دسترسی به اسب و ناتوانی در پیادهروی، موفق به این کار نمیشود. او از عدم توفیق خود اظهار ناراحتی کرده و از خداوند طلب رحمت میکند. همچنین اشاره میکند که اگر طوماری از سوی خداوند صادر شود، افتخار حضور در محضر را خواهد یافت. در پایان، با اشاره به شکستهای گذشته، از ادامه تلاش برای ارتباط با سرور خود منصرف میشود.
متن دارای ساختار ادبی پیچیده و استفاده از اصطلاحات و تعابیر کهن است که درک آن برای افراد زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، محتوای متن بیشتر مناسب مخاطبانی است که با ادبیات کلاسیک فارسی آشنایی دارند.
شماره ۷۸ - خداوندگارا پس از اصغای مژده ورود موکب شهریاری به دارالامان، چون گمان التزام و هم
به ولایت امیرالمومنین(ع) و راقد آن مرقد پاک که شوقم به ادراک خدمت خداوند، ذوق ابوعبیده ثانی به شراب است و میل برهنگان قوس به شارقه آفتاب،چون بختم سیاه است، در موارد مرادم روی زردی باید کشید. مجاری احوالم از قراری است که تقریرات شفاهی صاحب مکرم میرزا عبدالوهاب اگر جویا شوید ترجمانی خواهد بود. چنانچه رحمت خداوندگاری از صدور یک طغرا تعلیقه ام سرافراز دارند محضر افتخاری به دست خواهد افتاد. اینقدر بدانید که با آن اهتمامات و توسلات کسی متعلقان سمنان را مرخص نکرد جز اینکه سود خدمت یکساله سرکار نواب مستطاب والازیان شد طرفی نبستم مصرع: افتادم و مصلحت چنین بود، تا دیگر به ریسمان صفا و حبل ارادت نفس خود پرست در چاه نروم، زیاده چه عرض شود.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.