بخشعلی نام از اهالی جندق سگی وفادار داشت که پس از غیبت ناگهانی صاحبش، به جستجوی او پرداخت. سگ به هر کاروان و مسافری نزدیک میشد و امیدوار بود که بخشعلی را پیدا کند. پس از تلاشهای بسیار، سرانجام صاحبش بازگشت و سگ به آرزوی خود رسید. در ادامه، راوی داستان، خود را به این سگ تشبیه میکند و بیان میکند که او نیز مانند سگ در جستجوی معشوق خود است و امیدوار است که مانند سگ به هدفش برسد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات قدیمی ممکن است برای گروه سنی پایینتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۷۲ - حکایت سگ بخشعلی نام جندقی
احدی به طرفی نمی رفت که سگ مسکین به طلب خداوند منزل وادئی از پی او نپوید و بیگانه ای رو نمی نمود که وی را آشنای خویش نگوید، بالجمله چندان نشیب و فراز رفت که صاحب مهربانش بازآمد و بخت مسعودش دمساز، گویا زبان حال او برین مقاله ترانه ساز بود، فرد: ۲
ندانی که چون راه بردم به دوست
هرآنکس که پیش آمدم گفتم اوست ۳
این حکایت به غایت شبیه داستان من و آن خداوند است، بی خبر سفر کردند و مرا چون سگ مصاحب هرزه گرد هربوم و بر. هر که بر آن حضرت عریضه نگارد مهتر شریک اویم و هر جا از دور کاروانی نماید طریق استقبال پوی، مگر از دوست نشانی یابم. امید چنانکه آن سگ به مطلوب خویش رسید، این از سگ کمتر به شرف دریافت خدمت مستسعد گردد. چون سرکار را از بخشعلی امتیازی باید پیش از آنکه سایه رحمت بر سگ اندازند، سگ را بر آستان خود احضار و سرافراز فرمایند. ۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.