نویسنده از ورودش به تهران و ملاقات با ذوالفقار خان میگوید که مورد نوازش قرار نگرفته است. او درخواست مرخصی کوچ و تصرف املاک یغمائیه توسط برادرش را دارد و قصد سکونت در قم را دارد. همچنین از جدایی نزدیک از صدر، که صحبتهایش برایش دلپذیر است، ابراز نگرانی میکند. او از عدم دریافت نامههای اخیر و محرومیت از دیدارها گله دارد و امیدوار است موانع برطرف شوند. در پایان، از ارسال نامهای توسط علی محمدبیک خبر میدهد اما به دلیل جوانی او، به وعدهاش اعتماد کامل ندارد.
متن دارای ساختار ادبی پیچیده و واژگان قدیمی است که درک آن به دانش زبانی و تاریخی نسبتاً بالایی نیاز دارد. همچنین، موضوعات مطرحشده مانند روابط اجتماعی پیچیده و عواطف عمیق، برای مخاطبان جوانتر ممکن است نامفهوم یا کمجذاب باشد.
شمارهٔ ۷۰ - از طهران به مرحوم میرزا عبدالوهاب نگاشته
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.