نویسنده در این متن از وضعیت نابسامان خود و مشکلات مالی و عاطفی سخن میگوید. او از قطع ارتباط با مقامات بالادستی و ناامیدی از بهبود شرایط گلایه دارد و احساس تنهایی و بیپناهی میکند. همچنین، به عدم حمایت خانواده و دوستان اشاره کرده و از بیعدالتی روزگار شکایت مینماید. در نهایت، با اشاره به نامههای دوستی به نام فلان، سعی در اثبات صداقت و ارادت خود دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است و استفاده از اصطلاحات ادبی و کهن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، موضوعات مطرحشده مانند ناامیدی و مشکلات مالی نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد.
شماره ۶۲ - فلان مذکور ساخت که سرکار خداوند به علت تقاعد از ابقای رسم عریضه نگاری و انشای سل
مصرع: یارب از مادر گیتی به چه طالع زادم.
دست املم نیز از دامان یوسف عمل کوتاه است و یوسف عملم از قطع ریسمان امل در چاه. لاجرم از مراتب امور بلده و بلوک و مدارج مهام مالک و مملوکم اطلاعی نیست که به نشر وقایع و عرض غوایل خاطر عزیزان یوسف مصر عزت را ملول یا خرسند دارم یا آزاده با در بند گذارم، در بواره تعلل سر تبه کاری به گریبان سیه روزگاری کشیده، از تحریر مدعیات به تقریر دعوات ذات سعادت سمات قناعت کرده، چون عریضه جات فلان دوست که به خط مخلص مسطور آمده و می آید صحت وجود را مختصری است روشن و مسجل، حجت ارادت را خود آن نکته دلیلی مبرهن، اعتراض ذکر آنرا مکرر بلکه مایه انگیز دردسر دانسته زحمت افزای خاطر شریف نمی گردد. گاه گاهم به رجوع خدمتی سرافراز داشته، که در این عزل دوام و عزلت مستدام رغم آسمان را صاحب عمل و از دولت بندگی سرکار بین الجمهور به خداوندی ضرب المثل آیم.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.