نویسنده در بیست و هشتم محرم به خدمت حاجی میرسد و او را پریشان میبیند. پس از پرسش، متوجه میشود که حاجی به دلیل رنج و مشکلات اربابش ناراحت است. نویسنده ابراز میکند که جز دعا برای سلامتی حاجی چارهای ندارد و حاضر است درد و رنج او را به جان بخرد. او از پریشانی و اضطراب خود میگوید و از حاجی میخواهد که با ارسال پیامی، نوید سلامت و استقامت خود و بستگانش را بدهد تا دلهای پریشان آرامش یابد.
متن دارای ساختار ادبی پیچیده و استفاده از اصطلاحات و عبارات عرفانی و کهن است که درک آن برای افراد زیر 18 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، محتوای عاطفی و عمیق متن برای سنین پایین مناسب نیست.
شمارهٔ ۴۷ - به حاجی ابوالقاسم تاجر قزوینی نگاشته
توقع از لطف سرکاری آن است که محض وصل ذریعت نوید سلامت وی و مژده استقامت خود و قاطبه بستگان را در طی شطر و سطری دو نگار آورده، اگر خود مصحوب ابر و باد است، ارسال که پراکنده روان را از بند تزلزل و دل نگرانی رهائی خیزد، خالی از اطناب مترسلانه رهی را بی دولت آگهی تاب و آرامش بر شاخ آهو و پرعنقاست.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.