نویسنده در این متن درد و رنج بیماری و تنهایی فردی را توصیف میکند و ابراز تأسف مینماید که نتوانسته در کنار او باشد تا از او پرستاری کند. او امیدوار است که دردهای باقیمانده با عنایت الهی درمان شوند و آرزو میکند که فرد مورد نظر در حضور بزرگان (نواب اشرف) شادمانی یابد. نویسنده همچنین ابراز میکند که هرگز او را فراموش نخواهد کرد و امیدوار است که او نیز یاد و شوق دیدارشان را از خاطر نبرد.
متن دارای عبارات ادبی و عرفانی پیچیده است که درک آن برای سنین پایین دشوار میباشد. همچنین، محتوای عاطفی و احساسی آن نیاز به بلوغ فکری برای درک عمیقتر دارد.
شمارهٔ ۲۵ - به پیشخدمت نواب سیف الله میرزا نگاشته
سپهر دون که قدم در ره کرم نگذاشت
خوشش مباد که ما و ترا بهم نگذاشت ۲
آن تن فرسوده درد دریغ، آن رخ آلوده گرد افسوس، مصرع: تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد. آن جسم ضعیف را تاب بیماری نیست و آن جان نحیف را توان بی غمگساری نه.اگر من خود حاضر بودم بی غمخوار و پرستار نمی ماندی و به طول مرض گرفتار نمی گشتی. بلی مرید را مرشد باید و بیمار را به سعی تیمار اندیش صحت افزاید. مراهم رنج روحانی بواسطه حرمان حضور نواب اشرف والا بسیار است. ملالت و رنج سرکار سربار غم ها و مزید الم ها شد. انشاء الله تاکنون از خستگی رستگی خاسته و روان را با سلامت پیوستگی افتاده. بقیه دردها به فر قربت درمان خواهد یافت. و خاطر بر مدارج ارمان فیروزمند خواهد شد. خوشا حال شما که نواب اشرف را ملتزم حضورید و مکتسب سرور. مرا از شما در هیچ حال فراموشی نیست شما را هم از ما و تذکر شوق و حرمان ما خاموشی مباد. ۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.