نویسنده در این متن به توصیف دیدار خود با حاجی محمد علی، دوست دیرینهاش، میپردازد. او از ویژگیهای اخلاقی و رفتاری حاجی محمد علی مانند مهربانی، خوشزبانی و مهماننوازی تعریف میکند. نویسنده همچنین از پیری و خستگی خود میگوید و از دوستش میخواهد که اگر حال و فرصتی دارد، گزارشی از زندگیاش را برایش بنویسد. در پایان، نویسنده از دوستش میخواهد که اگر کسی را میبیند که مهربان و پاسخگو است، از طرف او سلام برساند.
متن دارای واژگان و عبارات ادبی پیچیده است و درک آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد. همچنین، موضوعاتی مانند پیری و فرسودگی ممکن است برای خوانندگان جوان جذاب نباشد.
شمارهٔ ۶ - به حاجی محمد علی کاشانی نگاشته
پس از پرسش های پدرانه بر آن شدم که هر هنگام بدان خان گذار آرم دمی دو باوی انجمن سازم و پژوهش روزگار تو کار و کردار او و بندگی های خود را سخن پردازم، مصرع: از هر چه میرود سخن دوست خوشتر است. خوشا و خرما آن روزگاران، پیری و خستگی و کاستی و شکستگی سختم افسرده و زبون ساخته، پروای هیچ ندارم. ندانم تو چونی و چگونه می گذاری و روزگاران پایان و پیری بر کدام راه و روش می سپاری؟ اگرت آسودگی و پروائی هست گزارش زندگانی را نگارش کن و فرزندی آقاجانی را در رسانیدن سفارش فرمای، در هر که مهر بینی و بر پرسش گشاده چهر نگری از منش درودی آسمان سرود بر سرای و پوزش اندیش جداگان نامه باش، کاری که از من ساخته دانی بی ساختگی بر نگار که در انجامش چار اسبه خواهم تاخت.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.