نامهای از فرزند میرزا جعفر که در آن به وضعیت نابسامان مردم در مناطق مختلف مانند ری، قزوین و کاشان اشاره شده است. او از شیوع بیماری، مرگومیر و پریشانی مردم گزارش میدهد. همچنین به اقدامات انجامشده برای حل مشکلات و ارتباط با مقامات مانند شاهرخ خان اشاره میکند. در بخشی از نامه، به اسماعیل اطمینان داده میشود که او تغییر کرده و رفتار بهتری خواهد داشت. در پایان، از جعفر خواسته شده است نامههای پارسی را به دقت بنویسد و ارسال کند.
متن شامل موضوعات تاریخی و اجتماعی پیچیده، اشاره به مرگومیر و شرایط سخت زندگی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد.
شمارهٔ ۳ - به میرزا جعفر اردیبی ازری به سمنان نگاشته است
اسمعیل بمیرد من از اندیشه کار تو یک چشمزد بیرون نیم، و بی هوش از شمار جنبش اختر و گردون نه. آسوده باش تا از بار خدا گشایش خیزد و نوید بخشش و بخشایش آید. چنان پندارم اسمعیل با تو جز راه یگانگی نپوید، و در خورد توانایی تن پرورد و دل جوید. اندیشه و سگالش خوش کن. سفارش ها نوشته ام، باز هم نگارش ها خواهد رفت. اسمعیل آن نیست که دیدی، و سخن آن نه که شنیدی. به خواست بار خدا پس از اینش در رفتار و کردار شیوه دیگر و کیش و آئینی صد هزار بار از ساز وسامان پیش بهتر خواهد بود.
جعفر ترا به خاک بزرگان و پاس غم خوارگی، نامه های پارسی را همان گونه که نوشته ام زود و درست نگار و با من فرست، که سپاسی گران سنگ و نوائی بزرگ خواهد بود.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.