متن درباره هشدار به علی بیدگلی است که اگر بتواند مبلغی را برای حسن بدون مشکل پرداخت کند، پاداش خوبی دریافت خواهد کرد. در عین حال، هشدار داده میشود که اگر در این کار کوتاهی کند یا راه اشتباه را پیش بگیرد، با زیان و سرزنش روبرو خواهد شد. همچنین اشاره شده که برخی دوستان معتقدند علی فردی است که به پول وابسته نیست و این کار ممکن است برایش مشکلساز شود. در پایان، نویسنده هشدار میدهد که اگر پیشبینیهایش درست باشد، عواقب بدی در انتظار خواهد بود.
متن دارای مفاهیم پیچیده اخلاقی و اجتماعی است و استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، محتوای هشداردهنده و جدی متن برای سنین پایین مناسب نیست.
شمارهٔ ۱۲۰ - به دوستی نوشته
کاسه سیاهی مایه تباهی است مبادا بر این شیوه بازآری و خود را بر بوی سودی اندک در زیانی بزرگ اندازی. آدمی پرورده شیر خام است و در کارها زیر دست خوی نافرجام، اگر سرانگشت ناخن خشکی در گشایش این گره ساز تردامنی گیرد، گردون و اختر نیز روش و راهی دیگر خواهد کرد، و ششصد تومان از کیسه و کاسه هر دو برادر خواهد رفت. کوتاهی مکن و هنجار بی راهی مپوی که پیش گوهرشناسان ریش گاو و کون خر ستوده خواهی گشت و بی پرده فسیله ها این و آن نموده خواهی شد. هر که سود از زیان نداند و شناخت بهار از خزان نتواند در جامه آدمی گاو و خر است و به گوهر از خاک راه و سنگ سیاه کمتر.
تنی چند از دوستان که پیش و بیش از من با تو خاست و نشست کرده اند و منش و خوی ترا خوشتر از دیگران به جای آورده؛ همی گویند آز علی را آورده دریا و پرورده کان باز نیارد نشاند، و او را در ستایش پول و دل بستگی های ساز با زنجیر و بد زی بار خداوند نتوان برد. بدین پنجاه تومان خود و برادر راکوب آزمای زیان خواهد ساخت وانگشت گزای نکوهش این و آن خواهد کرد. من ترا بیرون از این راه و روش شناخته ام و مهره مهر بر آئین و آهنگ دیگر باخته، اکنون کارد بر سربند است و سوخته انباز زند، آنچه هست رخت از پرده بیرون خواهد کشید و گمان یکی یا دو گروه آسوده از چند و چون خواهد شد. اگر دید من راست افتاد، وای بر آنها، چنانچه شناخت آنان راست آمد وای بر تو.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.