نویسنده در این متن از احساسات و تجربیات شخصی خود سخن میگوید. او از دوری از دوستان و یاران قدیمی، رنجشها و ناسپاسیهای اطرافیان، و مشکلات زندگی خود مینویسد. همچنین، از تلاشهایش برای حفظ روابط و امید به بهبود شرایط صحبت میکند. در پایان، از خواننده میخواهد که پیامهایش را به بستگان برساند و برایش دعا کند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است و استفاده از زبان ادبی و کهن ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد. همچنین، موضوعات مطرحشده مانند رنجش، دوری، و امیدواری نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً در نوجوانان بالای 16 سال یافت میشود.
شمارهٔ ۸۸ - به دوستی نگاشته
آغازت آن بستگی ها از چه خاست و انجام این گسستگی ها از چه رست. نه دستی که میرزا محمد علی و دیگر برادرها را خامه در شست نگارش آرم و پرورش و پرستاری فرزندی حبیب الله را که در سرکار آخوند بار آموختن گشاده و رخت اندوختن نهاده راز سفارش، باری اینک که دارنده نامه و آرنده پیغام راه آن بوم و بر می تاخت و بار آن بام و در می جست، نپسندیدم از من نامی نیارد و پیامی نگذارد. در تختگاه کی بر همان پای و پی که دیده و دانی روز و شبی می برم و از کج پلاسی بدکیشان و ناسپاسی خویشان و کین توزی دشمن و مهر سوزی دوست سوز و تبی می کشم. اگر چه بردن این درد و خوردن این درد کاری دشوار است و جامی زهرگوار ولی خواست بار خدا را جز فرمان کردن چه چاره و انجام کام مردم را جز نای ارمان در پای سودن چه درمان.
امیدوارم آسمان و اختر را با شما بیرون از این شیوه شماری باشد، و خواست پاک یزدان را با آن خانواده دگرگون گیرو داری. کار و بار خویش و خویشان را به هنجاری که هست نگارندگی کن و این فرسوده روان را که دور از تو به مرگ نزدیک تر از زندگانی است از نوید تندرستی زندگی بخش. بستگان را سراسر درودی از من برساز و جداگانه نامه را لابه جوی و پوزش اندیش زی.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.