نامهای از میرزا جعفر به برادرش مشهدی که حاوی گلایههایی از بیتوجهی و سردی روابط است. نویسنده از عدم پاسخگویی و بیمحبتی طرف مقابل شکایت کرده و تأکید میکند که اگر این روند ادامه یابد، روابطشان به سردی خواهد گرایید. همچنین، به برخی سفارشات و تعهدات مالی اشاره شده و از برادر خواسته شده تا در حفظ و نگهداری برخی آثار و کتابها کوشا باشد.
متن دارای مفاهیم پیچیدهی عاطفی و اجتماعی است و از اصطلاحات ادبی و تاریخی استفاده شده که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، لحن گلایهآمیز و برخی اشارات غیرمستقیم نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.
شمارهٔ ۸۲ - به میرزا احمد صفائی نگاشته
گرامی سرور آقا ابوالحسن پنج تومان من و بهای ابره های ترا، اگر در پای برد خون از سپهر نخواهد ریخت، و آذر از زمین نخواهد رست. با دوستان از جان و سر دریغی نیست تا به سیم و زر چه رسد. مگر به خواهش کوزه و کاسه تلواس و تاسه آز باز نشانی. نامه پارسی گوهر فرزندی میرزا جعفر به مشهدی برادر خود نگاشت پس از رسیدن وخواندن بستان و نگاهدار، او مرد این بازار و آن فرومایه کالا را خریدار نیست. در تماشای «تبت» و «توحید» و «باغ هنر» و «آبگیر آب بندان» و «جوی حرمتی» و دشت «نوبهار» از من براندیش و در آبادی و پاسداری هر یک کیش و کوشش پیش آور اگر این بار از سرکار سید نامه خرسندی نرسد، دل زود رنج را از تو رنجشی دیر پای خواهد رست. به گفت نازیبا و نگار ناشیوا تا کی روز خود و روزگار یاران توان برد، مصرع: من گویم و خودتو نشنوی شوردنگی.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.