متن درباره توصیههای یک پیر دانا به کشاورزان برای کشت کوکنار و تولید تریاک به جای محصولات دیگر مانند توت و گندم است. او توضیح میدهد که این کار سود بیشتری دارد و روشهای کشت، آبیاری و محافظت از محصول را بیان میکند. همچنین هشدار میدهد که بیدقتی در این کار عواقب سختی دارد. در پایان، تأکید میکند که با رعایت این روشها، سود زیادی به دست خواهد آمد.
محتوا شامل موضوعات حساس مانند کشت مواد مخدر (کوکنار و تریاک) و توصیههای اقتصادی غیرقانونی است که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست. همچنین زبان متن قدیمی و پیچیده است و درک آن نیاز به دانش ادبی و اجتماعی بالاتری دارد.
شمارهٔ ۶۵ - به میرزا احمد صفائی نگاشته
امرود و بهی کام فره نفزاید
وز قیسی و انگور گره نگشاید ۲
آنرا که ز کوکنار روید زر و سیم
زی پیشه کیمیاگری نگراید ۳
باری پس از رسید نگارش و دریافت گزارش چاراسبه راه «چادر گله» کن و یک دله جان از تاسه و تلواس هر اندیشه یک ساز. به دستیاری باغکاران و راغ شیاران پارچه زمینی خوش بوم و بر بی دار و درخت، بادگذار آفتاب سپار، از همه کشخوان دست گزین آر و خود کوه نشست و کاه خیز به سرکاری باز ایست، تا کرته در چشم تو نیک و شایان شیار افتد، و ترازوکش و سنجیده هم بند و هموار، سیاه بار و دیگر خاکروبه که کوکنار را شاید را شاید هر چه گویند و باید درافکن و آن مایه تخم که سزاست مر آن پیر جوان دانش و بینای کور بینش را سپار پیمانی آسوده از ننگ فراموشی و زیان شکست بستان که به هنگام در کارد، و کیش آبیاری و پرستاری بیکی چشمزد در پای تنبلی و تن آسائی نماند. با تلخ گوئی و تندخوئی گوش کش و دل گزارش ساز که اگر در این کشت و کار چون دیگر کار و کشت ها بازی گوشی آرد و هنجار تیتال و تر فروشی، کیفر کوب و کند است و باد افراه چوب و بند. از جندق یا «مفازه» مزدوری کهن یا تازه کاردان و کاردزن که در توز تریاک و اندوز این سودش دانش و دستی است زیر سر گیر، و به هنگام خود بازآور و به کار انداز. هم خود سودی خواهی اندوخت و هم برزگرها را دندان شره از این شیره خون آلود خواهد شد. ۴
به خواست خدا از آن پس همه ساله این خاک سرشته و این تخم کشته خواهد گشت. زیرا که اگر دریاها از ابر سیاه کاسه خشکی پذیرد و پشک گاو و گوسپند در کم یابی و پرآبی مشکی گیرد، آن مایه خاشاک و آب خواهند داشت که سی نی زمین و صد پی جوی خوشیده لب و تفسیده روان نپاید. پس از بخش مار و مور و ملخ و زنبور و راسو و موش، آهو و خرگوش و گاو و خر و اسب و استر، دهقان و لشگری بومی و گذری، دزد و مزدور نزدیک و دور، چرنده و پرنده درنده و خزنده، ودیگر برون شد هر چه ماند چید و ریخت، کوفت و بیخت، برد و پخت، داد و خورد، به خوشه و مشت، دامن آکنده دار و به خروار و خرمن بر دوست و دشمن پراکنده ساز، مصرع: ره چنین رو که رهروان رفتند. ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.