خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و رنج خود میگوید و اشاره به معشوقی دارد که با وجود جفا و خونریزی، همچنان گذرا و بیتفاوت از کنار او میگذرد. معشوق با بیرحمی پاسخ میدهد که او کشتهای است که شب بر او میگذرد.
متن شامل مفاهیم عاشقانهای است که با رنج و اندوه همراه شده و ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به خونریزی و کشته شدن نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۵۰ - بر خون من آن ترک شکرلب گذرد
بر خون من آن ترک شکرلب گذرد
و افکنده به پا زلف معقرب گذرد ۱
گفتم دیه ده، چو ریختی خونم، گفت
من کشته خونی که بر او شب گذرد ۲
و افکنده به پا زلف معقرب گذرد ۱
گفتم دیه ده، چو ریختی خونم، گفت
من کشته خونی که بر او شب گذرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹ - آن طره به ما جهود سار استیزد
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - این خرگله مغز جو که سگ های ترند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.