خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری عرفانی و غنایی است که با استفاده از تصاویر و استعارههای پیچیده، به موضوعاتی مانند عشق، مستی، مینوشی، و مفاهیم فلسفی و عرفانی میپردازد. شاعر از عناصری مانند آفتاب، چرخ، باده، ساغر، بهشت، و میخانه برای بیان احساسات و اندیشههای خود استفاده کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است و از استعارههای پیچیده و واژگان سنگین استفاده کرده که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، اشاره به موضوعاتی مانند مینوشی و مستی ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شماره ۳۹ - آفتاب و چرخ و دورانی که شادی پرور است
آفتاب و چرخ و دورانی که شادی پرور است
چرخ ساقی آفتاب باده دور ساغر است ۱
مامنی از عالم مستی طلب کآنجا مدام
عهد عهد باده خواران، دور دور ساغر است ۲
خم فلک مستان ملک پیمانه مه می آفتاب
ساحت میخانه گوئی آسمان دیگر است ۳
قد شاهد حلقه مغ زادگان طوبی و حور
روی ساقی باده صافی بهشت و کوثر است ۴
کوی خمار و خم و جام می و بر می حباب
راست پنداری سپهر و برج و ماه و اختر است ۵
میکده بطحا و می وحی و سبوکش جبرئیل
وین صدای قلقل مینا صریر شهپر است ۶
جم که یا آئینه چبود می چه یا سردار کیست
در نورد افراد رامش گاه عرض لشکر است ۷
نفس سگ... یاغی عقل خر... گول
عشق را رای یورش روز جهاد اکبر است ۸
مرد این میدان منم سردار را ز آن ستیز
بشنو از من هر مصافی را سلاحی در خور است ۹
قوس قامت تیر ناله آه زوبین دل سپر
راستی نی اشک خفتان گردن کج خنجر است ۱۰
با چنان... دشمن و این چنین نادر سلاح
کش تهمتن زال رستاخود رومی معجر است ۱۱
پیش پوئی حمله ضرغام و قتل مرحب است
پس خرامی حیله فاروق و فتح خبیر است ۱۲
کیست این سردار و بر کف جام می بااین جلال
نی نپندارم که این آئینه و آن اسکندر است ۱۳
چرخ ساقی آفتاب باده دور ساغر است ۱
مامنی از عالم مستی طلب کآنجا مدام
عهد عهد باده خواران، دور دور ساغر است ۲
خم فلک مستان ملک پیمانه مه می آفتاب
ساحت میخانه گوئی آسمان دیگر است ۳
قد شاهد حلقه مغ زادگان طوبی و حور
روی ساقی باده صافی بهشت و کوثر است ۴
کوی خمار و خم و جام می و بر می حباب
راست پنداری سپهر و برج و ماه و اختر است ۵
میکده بطحا و می وحی و سبوکش جبرئیل
وین صدای قلقل مینا صریر شهپر است ۶
جم که یا آئینه چبود می چه یا سردار کیست
در نورد افراد رامش گاه عرض لشکر است ۷
نفس سگ... یاغی عقل خر... گول
عشق را رای یورش روز جهاد اکبر است ۸
مرد این میدان منم سردار را ز آن ستیز
بشنو از من هر مصافی را سلاحی در خور است ۹
قوس قامت تیر ناله آه زوبین دل سپر
راستی نی اشک خفتان گردن کج خنجر است ۱۰
با چنان... دشمن و این چنین نادر سلاح
کش تهمتن زال رستاخود رومی معجر است ۱۱
پیش پوئی حمله ضرغام و قتل مرحب است
پس خرامی حیله فاروق و فتح خبیر است ۱۲
کیست این سردار و بر کف جام می بااین جلال
نی نپندارم که این آئینه و آن اسکندر است ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸ - عیب مفتی نه همین است که ساغر شکند
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - ... ون خرم از ریش بلندی که تو داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.