این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که با استفاده از تصاویر و مفاهیم مذهبی و عرفانی، به بیان حالات درونی و عشق معنوی میپردازد. شاعر با بهکارگیری عباراتی مانند «قبله و محراب»، «رکوع و سجود»، و «ثواب و گناه»، حالات عاشقانه را در قالب مفاهیم دینی و عرفانی توصیف میکند. همچنین، از عناصری مانند «جام و باده»، «زلف و خط»، و «چشم و مژگان» برای توصیف معشوق استفاده شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۷ - نه سوالی نه جوابی نه رسولی نه پیامی
چه صفائی چه وفائی چه علیکی چه سلامی ۱
هرکرا قبله و محراب نه آن طلعت و ابرو
چه رکوعی چه سجودی چه قعودی چه قیامی ۲
گرنه راه تو به پای خم و سر بر کف ساقی
چه سلوکی چه وقوفی چه مقیمی چه مقامی ۳
جام و زلفی به کف آور چه رکابی چه عنانی
تو سن باده به زین کش چه سمندی چه ستامی ۴
با دلش هیچ نسنجد چه سرشکی چه فغانی
بر لبش هیچ نگنجد چه سکوتی چه کلامی ۵
سخن از چشم و لب و عارض و ... خطش ران
چه سهیلی چه سهائی چه ضیائی چه ظلامی ۶
گرنه از دست تو ز بهر تو از روی حقیقت
چه ثوابی چه گناهی چه حلالی چه حرامی ۷
راز ران از خط و رخسارش چه شاهی چه گدائی
چشم ومژگانش نگه کن چه امیری چه نظامی ۸
همه ...و... ترند از در معنی
چه وضعیتی چه شریفی چه خواصی چه عوامی ۹
وقعه و وقفه سردار یل اندیش به میدان
چه سپهری چه زمینی چه سکونی چه خرامی ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.