خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از تجربههای عرفانی و عاشقانه خود سخن میگوید. او از شراب طرب، جذبههای نشئه، و شوقی که هوش را میرباید، یاد میکند. همچنین، از زهد و وعظ در جامعه و غوغای آن گله دارد. شاعر به عشق و ارادت به معشوق اشاره میکند و از لب ساقی و مستی سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به شراب و مستی ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۱۱۳ - ساقی از جام طرب داد شرابی دوشم
ساقی از جام طرب داد شرابی دوشم
جذبه نشئه شوق آمد و برد از هوشم ۱
آنچنان رفتهای از دست ز تاب می دوش
که از این کو نتوان برد مگر بر دوشم ۲
بسکه از غلغله زهد جهان پر غوغاست
بانگ نی زمزمه وعظ بود در گوشم ۳
یارب اندر شکن سایه آن زلف سیاه
راحتی بخش از این فرقه ازرق پوشم ۴
چه عجب گر نکنم روی ارادت به حجاز
من که در سجده محراب خم ابروشم ۵
می کنم پرده گشائی ز رخ شاهد راز
غیرت لعل لبت گر نکند خاموشم ۶
دیگران از می و من از لب ساقی یغما
گاه سرمست و گهی سرخوش و گه مدهوشم ۷
جذبه نشئه شوق آمد و برد از هوشم ۱
آنچنان رفتهای از دست ز تاب می دوش
که از این کو نتوان برد مگر بر دوشم ۲
بسکه از غلغله زهد جهان پر غوغاست
بانگ نی زمزمه وعظ بود در گوشم ۳
یارب اندر شکن سایه آن زلف سیاه
راحتی بخش از این فرقه ازرق پوشم ۴
چه عجب گر نکنم روی ارادت به حجاز
من که در سجده محراب خم ابروشم ۵
می کنم پرده گشائی ز رخ شاهد راز
غیرت لعل لبت گر نکند خاموشم ۶
دیگران از می و من از لب ساقی یغما
گاه سرمست و گهی سرخوش و گه مدهوشم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲ - هر جا حدیث عشق تو بیدادگر کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴ - گفتم که به خاک و خون نشستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.